یک کارگردان و تهیهکننده سینمای مستند با انتشار یادداشتی درباره لزوم مستندسازی در این روزها، تاکید کرده و نوشته: «هر جا که گفتوگو جای خود را به حذف و نفی میدهد، هر جا که تفاوت به تهدید تعبیر میشود و هر جا که قدرت بر فهم متقابل غلبه میکند، زمینههای جنگ فراهم شده است.»
مهدی قربانپور در این یادداشت که در اختیار باتونیوز قرار گرفته نوشته است: «در روزگاری که ایران ما بار دیگر با واژگانی چون جنگ، تنش و دفاع احاطه شده است، ضروری است که از سطح خبرهای سطحی عبور کنیم و به لایههای عمیقتر این رخدادها بنگریم. جنگ، صرفاً یک برخورد نظامی یا سیاسی نیست؛ جنگ، رخدادی است که پیش از میدان نبرد، در ساحت اندیشه، زبان و مناسبات انسانی شکل میگیرد.
هر جا که گفتوگو جای خود را به حذف و نفی میدهد، هر جا که تفاوت به تهدید تعبیر میشود و هر جا که قدرت بر فهم متقابل غلبه میکند، زمینههای جنگ فراهم شده است.
از همین رو، مواجهه با جنگ تنها از مسیر تحلیلهای ژئوپلیتیک یا امنیتی ممکن نیست. جنگ، بیش از هر چیز، مسئلهای فرهنگی و انسانی است. آنچه در هر جنگ آسیب میبیند، فقط زیرساختها یا مرزها نیست؛ بلکه حافظه جمعی، زبان مشترک و احساس تعلق انسانها نیز دچار فرسایش میشود و درست در همین نقطه است که فرهنگ اهمیت پیدا میکند.
فرهنگ، در معنای عمیق خود، حافظ پیوندهای انسانی است. فرهنگ به ما یادآوری میکند که پیش از هر هویت سیاسی، ما با تجربههای مشترک انسانی تعریف میشویم؛ با زبان، هنر، خاطره، موسیقی، روایت و رنجهایی که ما را به یکدیگر متصل میکند.به همین دلیل، در هر دوره بحران، فرهنگ آخرین سنگر در برابر خشونت است.
جنگ میتواند زندگی انسان را ویران کند، اما قادر نیست حافظه فرهنگی یک ملت را به سادگی از میان ببرد. آنچه از دل تاریخ باقی میماند آثار فرهنگی، روایتهای انسانی و تجربههای زیسته مردمانی است که در دل بحران، معنا خلق کردهاند.
از این میان، دفاع از وطن تنها در میدانهای نبرد تعریف نمیشود؛ بلکه در حفظ فرهنگ، در پاسداشت حقیقت، در مراقبت از کرامت انسانی و در جلوگیری از فرسایش اجتماعی نیز معنا پیدا میکند.
سینمای مستند در چنین بزنگاههایی نقشی حیاتی دارد. مستند، صرفاً ابزار ثبت وقایع نیست؛ وجدان تصویری جامعه است. سینما باید آنچه را در پشت تیترها و روایتهای رسمی پنهان میماند، آشکار کند؛ رنجهای خاموش، اضطرابهای روزمره،زخمهای اجتماعی و حقیقت انسانی بحران را.
مستند مستقل، نه در تقابل با نهادهای فرهنگی ، بلکه در تعهد به حقیقت تعریف میشود. این تعهد ایجاب میکند که مستندساز از بازتولید روایتهای یک سویه بپرهیزد و پیچیدگی واقعیت را با همه تناقضها و لایههایش بازتاب دهد در غیر این صورت، مستند به ابزاری تبلیغاتی تقلیل پیدا میکند و از کارکرد اصلی خود، یعنی ثبت تجربه انسانی، فاصله میگیرد.
مستند مستقل، آنجاست که پیچیدگی جهان را میپذیرد و از سادهسازی حقیقت پرهیز میکند. مستند باید بتواند از دل بحران، تصویری چندلایه و انسانی ارائه دهد؛ تصویری که مخاطب را به فهم عمیقتر از جهان پیرامونش برساند.
از همین رو، فرهنگ همواره نیرویی ماندگارتر از خشونت است. تنش میتواند لحظهای بر صحنه مسلط شود، اما این فرهنگ است که در بلندمدت معنا میسازد، پیوندها را ترمیم میکند و آینده را شکل میدهد.
در واقع، هر جامعهای که در دل بحران، به فرهنگ خود بازگردد، ظرفیت بیشتری برای عبور از تنش و بازسازی اجتماعی خواهد داشت.
ملتها نه با قدرت سلاح، بلکه با عمق فرهنگی و تواناییشان در حفظ انسانیت شناخته میشوند.از این منظر، مهمترین وظیفه هنر و مستندسازی در روزگار بحران، دفاع از انسان، ثبت حقیقت و بازآفرینی زبان مشترک میان مردم است.
در جهانی که جنگ همچنان بخشی از واقعیت سیاسی است، فرهنگ یادآور این حقیقت است که آینده را نه میدانهای نبرد، بلکه روایتهایی میسازند که از دل انسانیت برمیخیزند.
و شاید به همین دلیل است که در نهایت، فرهنگ همیشه بر جنگ غلبه میکند؛زیرا جنگ میکوشد خاموش کند، اما فرهنگ همواره راهی برای سخن گفتن مییابد.»
خبرگزاری باتو نیوز اخبار ایران و جهان | Bato News Agency 