قرائت منطقه: مهندسی نفوذ در پوشش توسعه اجتماعی

کالبد شکافیِ امنیتیِ «قرائت منطقه» در تشکیلات سیاسی بهائیت

چشم‌های پنهان در محله‌ های ما؛ چگونه پروژه «قرائت منطقه» بهائیت امنیت ملی را می‌بلعد

 سیده فاطمه حسینی
مقدمه
به گزارش باتونیوز:درک پیچیدگی‌ های ژئوپلیتیک مدرن و شناخت منابع نوظهور تهدید در قرن حاضر، نیازمند عبور از لایه‌ های سطحی رویدادها و واکاوی پدیده‌ هایی است که در پوشش مفاهیم مدنی، اهداف عمیق امنیتی را دنبال می‌کنند. ضرورت طرح چنین مباحث ناشناخته‌ ای در شرایط کنونی، باعث ایجاد مصونیت شناختی و ارتقای هوشیاری جامعه در برابر کنش‌ های سازمان‌ یافته جریان‌های سیاسی، حزبی و فرقه‌ ای است. ایران در طول تاریخ، به دلیل موقعیت خاص ژئواستراتژیک، همواره در کانون توجه و تهاجم کانون‌ های قدرت بوده است؛ از این رو، رمزگشایی از ساختارهای پنهان و تاکتیک‌ های نفوذ که تحت عناوین موجه و دلفریب عملیاتی می‌شوند، یک ضرورت اجتناب‌ ناپذیر ملی محسوب می‌گردد. این نوشتار تحلیلی، با نگاهی موشکافانه و مبتنی بر نظریه‌ های پیشرفته امنیت بین‌الملل، به یکی از پیچیده‌ ترین و پنهان‌ ترین روش‌های نفوذ تشکیلات بهایی، تحت عنوان «قرائت منطقه» می‌پردازد و ابعاد پنهان آن را در عملکرد سازمان یا تشکیلات سیاسی بهائیت به عنوان یک تشکیلات فراملی و غیر دولتی مورد واکاوی قرار می‌ دهد.
مفهومشناسی و ماهیتسنجی یک ساختار اطلاعاتی

از زمان تاسیس سازمان سیاسی بهائیت، تقریبا ۱۸۲ سال است که می گذرد . رهبران آن همواره کوشیده‌ اند آن را در امتداد ادیان ابراهیمی توجیه و به عنوان یک دین الهی معرفی کنند؛ به طوری که عناصر وابسته به بیت العدل به عنوان “مبلغ دینی” طی دوره های خاص اطلاعاتی آموزش هایی را فرا می گیرند تا بتوانند جهت پاسخگویی به شبهات وارد شده به بهائیت جوابگو و افراد ناآگاه از مذهب خود را فریب دهند و با مغزشویی آنان را جذب تشکیلات کنند. تمرکز اصلی این تحلیل، فارغ از مباحث دینی است و فقط به شناسایی یک متدولوژی نفوذ به نام «قرائت منطقه» می پردازد.

تشکیلات بهایی از روش های مختلفی برای اعمال نفوذ در بین جوامع ( نه فقط ایران) بهره می گیرد؛ زیرا برای رسیدن به پروژه برپایی حکومت جهانی بهائی نیازدارند تا نفوذ همه جانبه خود را گسترش دهند؛ و چون از نظر مباحث دینی نقدها و ایرادات بسیاری بر آنها وارد است، و نتوانستند برای گسترش تشکیلات از روش دینی وارد شوند، به کمک متجاوزین و استعمارگران، وارد فاز اطلاعاتی و امنیتی شد.

در ادبیات امنیتی اصطلاح «قرائت منطقه» که در متن های بیت العدل استفاده می شود به تعابیر دیگری وجود دارد، که به طور دقیق مترادف است با: تحلیل، تفسیر، خوانش، فهم میدانی، ارزیابی یا شناخت از منطقه. این خوانش و فهم از شناخت ساختار اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی منطقه، تحلیل حساسیت‌ها، شکاف‌ها و ظرفیت‌های نفوذ و ارزیابی تهدیدها و فرصت‌ ها، جمع‌آوری اطلاعات از منطقه به صورت رصد میدانی، شبکه‌ سازی محلی، کسب اطلاعات از محیط انسانی، جغرافیایی و شناسایی افراد اثرگذار و نقاط آسیب‌ پذیر است؛ که دقیقا مشخصات یک سیستم و ساختار امنیتی و اطلاعاتی را دارد. در اینجا سوال مهمی به ذهن خطور می کند که چرا یک تشکیلات فراملی غیر دولتی که مقر فرماندهی آن “بیت العدل” واقع در حیفای رژیم صهیونیستی است، چنین دستوری را به اعضای خود در هر منطقه یا کشوری که محل سکونت آنان است ابلاغ می کند و از آنها اطلاعات و پایش منطقه ای طلب می کند.

با توجه به مفهوم و ساختار سازمان های فراملی که فعالیت آنها محدود به یک کشور نیست، به دولت مبدا هم وابسته نیستند و نقش اپوزیسیون را ایفا می کنند، می توان «قرائت منطقه» را اقدام جاسوسی عنوان کرد( پیام بیت العدل،رضوان۲۰۲۶). از اینرو، با توجه به مفهوم جاسوسیِ قرائت منطقه، ماهیت سنجی ساختار «امنیتی بهائیت» پیچیده نیست. بیت العدل با ابلاغِ  دستور قرائت منطقه  از بومیان آن مکان، جمع‌ آوری اطلاعات را طلب می کند می کند که خطرات امنیتی این دستور بسته به هدف، روش و سطح نفوذ، می‌ تواند متفاوت و جدی باشد. به طوری که به راحتی می توانند، نقاط ضعف ساختار حاکمیتی، شکاف‌های قومی، مذهبی، خانوادگی، فرهنگی و طبقاتی را شناسایی کنند و مسیرهای اثرگذاری بر نخبگان و جذب نیرو را کشف و به مقر فرماندهی در اسرائیل ارسال کنند تا آن اطلاعات بعد از پردازش و اعمال دستورات، به مرحله اجرایی شدن برسد؛ برای نحوه عملکرد قرائت منطقه تشکیلات به چند مثال می پردازیم، طی جلساتی جهت مشاوره با خانم هایی از شهرهای مختلف مانند: همدان، مشهد، تهران، ساری، اصفهان و حتی مناطق کوچک مانند فیروزکوه و شهمیرزاد به نکاتی مشرک و مشابه رسیدم؛ نکته اشتراکی و مشابه، ازدواج مصلحتی از جانب تشکیلات بهایی با غیر بهائیان برای نفوذ اجتماعی و اطلاعاتی است( نه یک ازدواج از روی علاقه)؛ نکته ای در اینجا قابل ذکر است، موسس این تشکیلات یعنی حسینعلی نوری، غیر بهائیان را از حشرات و پست تر از حیوانات شمرده است. پس چطور ممکن است که بهائیان با غیر بهائیان ازدواج کنند.

این دست ازدواج های مصلحتی بخشی از استراتژی بقا یا گسترش یک تشکیلات است که با چرخشی از اصل خود، تبدیل می شود به یک ابزار شبکه سازی که از طریق یک گره واسط به شبکه اجتماعی فردِ خارج از فرقه متصل می شوند؛ خانم های مورد هدف همگی اذعان به این داشتند که در ابتدا نمی دانستند، بهائیت چیست یا بهائیان مسلمان نیستند، به زعم آنها بهائیت یکی از شعب اسلام است، تعجب آور بود که این خانم ها عموما تحصیلکرده و یا از خانواده های بسیار مذهبی بودند؛ چه طور ممکن است یک خانم وکیل یا مذهبی نداند بهائیت چیست؛ نقطه مشترک دیگر اینکه، وقتی متوجه شدند همسرشان مسلمان نیست، از آنها قول گرفتند که مسلمان شوند اما اینطور نشد و به جای آن با تهدید و ضرب و شتم و فشار روحی و روانی مجبور به قبول  و اجرای دستورات آنها شدند که بعضی از آن دستورات به زبان آوردنش هم شرم آور است( در این مورد خانمی از اصفهان به علت رفتارهای شرم آور همسرش از خانه فرار کرده بود و در حال حاضر توسط دفتر آیت الله مکارم شیرازی با میل خود مسلمان و از بهائیت تبری جستند، اما برای در امان ماندن از تشکیلات مجبور به زندگی مخفی شدند که تحت نظر حکومت، حفظ و نگهداری می شوند).

پایش منطقه توسط تشکیلات بهایی با هدف اثرگذاری، می تواند منجر به تولید روایت های جهت دار و قطبی سازی و بی اعتمادی نسبت به نهادهای رسمی شود و در نهایت منجر به تضعیف انسجام اجتماعی و افزایش بی ثباتی در کشور شود( صورت جلسه ای در زمان دستگیری مهوش شهریاری ثابت در سال ۱۴۰۲، یکی از عناصر مهم بیت العدل گوای این اهداف است که با دست خط خود نوشته است: ما ابزارهایی در دست داریم و آمده ایم تا بمانیم، در دهه اقدام و عمل هستیم که زندگی نسل های آینده ما را می سازد با همکاری با سازمان ملل متحد در جهت عمل به سند توسعه پایدار ۲۰۳۰).

بهائیان با نقشه های تنظیم شده توسط عناصر بالا دستی برای تشکیل یک شبکه نفوذ غیر رسمی با افراد محلی ارتباط نزدیک می گیرند و از طریق آنان نخبگان محلی را جذب تشکیلات می کنند و یک کانال اثرگذاری پایدار می سازند. در این رابطه باید به ارتباط نزدیک ناظم محفل سیستان و بلوچستان به نام امیلیا حکیمان با یک فرد مهم و تاثیر گذار در آن منطقه م. ع اشاره کرد که با سخنرانی های تفرقه انداز، تواناییِ اثرگذاری بر نیروهای تجزیه طلب و اجماع سازی و اختلاف اندازی را دارد؛ البته جلسات محرمانه شان با تشکیلات تحت رصد نیروهای امنیتی بوده است( در اینجا باید به جامعه در نحوه اثرگذاری این افراد آگاهی کامل داد)، همچنین تشکیلات با استفاده از قرائت منطقه، داده های حساس، مانند مسیرهای تردد اشخاص مهم و مراکز اثرگذار را شناسایی میکند، داده های جمع آوری شده را برای انجام عملیات های خرابکارانه و ترور به دشمن صهیونیستی می دهد، همچنان که این دست اقدامات ترور به دفعات توسط تشکیلات بهایی در کشور عزیزمان اتفاق افتاده است و ما شاهد به شهادت رسیدن دانشمندان و فرماندهان نظامی نخبه بوده ایم. هر چند اعتقادات ما به شهادت و شهید شدن افتخار می کند اما از دست دادن نخبگانی که شاید جایگزینی هم نداشته باشند خسارت های جبران نشدنی را به کشور تحمیل می کند؛ مانند ارسال لوکیشن در جنگ دوم تحمیلی توسط اعضای تشکیلات به موساد که در همان زمان دستگیر شدند.

یک سند و شاهد مهم در خصوص جمع آوری اطلاعات و ارسال آنها به موساد، شاهدی است از اعضای سابق بهائیت، آقای فردریک گلیشر، نویسنده، ویراستار، محقق، شاعر آمریکایی و یکی از منتقدان بهائیت است که بعد از ۲۵ سال عضویت در تشکیلات بهایی، به علت انتقاد از سیاست های تشکیلات، اول توسط  بیت العدل طرد و بعد جدا شد؛ او یک فرد تحصیلکرده در رشته حقوق در دانشگاه میشیگان است و کتاب های متعددی در مورد مطالعات مسیحیت، اسلام و بودائیسم تالیف کرده است که در سال ۲۰۱۲ به دعوت از سازمان ملل متحد به مجمع عمومی سازمان دعوت و در جلسه اهداف توسعه هزاره کنفرانسی داشته است؛ او که سال ۲۰۰۵ اعلام جدایی از تشکیلات بهائی کرده بود، از ارتباط مستقیم بهائیان با دولت آمریکا و اسرائیل افشاگری کرد و به روشنی بیان می کند که «بهائیان به عنوان وظیفه دینی باید اطلاعات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی منطقه سکونت خود را به بیت العدل در حیفا ارسال کنند تا رهبری بهائیت بتواند با استفاده از آن اطلاعات برای اداره بهائیان جهان برنامه ریزی کند و دولت اسرائیل نیز آن اطلاعات را دریافت می کند».

 

در سازمان‌ های فراملی غیردولتی مانند بهائیت، همواره دستورات مخفی در زرورقی از کلمات مدرن در مکاتبات و بیانیه‌ ها پیچیده می‌ شوند. با این حال،  با بررسی ساختار تشکیلات، نحوه کنشِ رهبران و همچنین استناد به خاطرات افراد جدا شده، می‌ توان دستورات مخفی را رمزگشایی کرد. اصطلاح «قرائت منطقه» اگر توسط یک دولت رسمی و در چارچوب شفافیت نهادی انجام شود، امری متعارف است؛ اما تقارن این مفهوم با یک بازیگر غیردولتی و فراملی، ماهیت آن را به یک پدیده کاملا امنیتی دگرگون می‌ سازد. از منظر تئوری امنیتی «چرخه اطلاعات» این فرایند دقیقاً منطبق بر فازهای نیازسنجی، جمع‌ آوری میدانی و تحلیل داده‌های آشکار است که در آن، محیط مسکونی هم به یک سایت جمع‌ آوری اطلاعات تبدیل می‌شود، مانند دعوت یک خانواده بهایی از دانش آموزان یک دبیرستان به منزلشان برای برگزاری کلاس های آموزشی قرآن، که با هوشیاری یکی از اولیاء این پروژه به سر منزل مقصود تشکیلات نرسید، مادر یکی از این دانش آموزان به این خانواده شک می کند و یکبار که برای بردن فرزندش به داخل منزل آن خانواده می رود، با شناختی که از عبدالبهاء داشته است، عکس بزرگی را از آن در آنجا می بیند و متوجه فریب خانواده ها می شود، اینگونه جلسات برای جذب و مغزشویی ترتیب داده می شود.

ساختار جاسوسیِ تعریف شده از «قرائت منطقه»، نوعی خوانش از واقعیت‌ های پنهان و آشکار یک زیست‌ بوم است و در آن لایه‌ های مختلف حساس رصد می‌شود؛ در ادبیات راهبردی، این اقدام به مثابه عملیات در «منطقه خاکستری» تعریف می‌شود؛ فضایی میانه جنگ و صلح که در آن متخاصم با استفاده از ابزارهای غیرنظامی و دور زدن خطوط قرمز کلاسیک، به تدریج محیط را به تسخیر درمی‌ آورد.

ورود یک سازمان غیردولتی به این عرصه، ابعاد مخاطره‌ آمیز متعددی تولید می‌کند. بُعد نخست، شکل‌ گیری یک «مزیت اطلاعاتی» است؛ جایی که بازیگر بیرونی ( دشمن خارجی) ابزار لازم برای اعمال نفوذ را به دست می‌آورد. بُعد دوم، تسلط بر «افکار عمومی و فضای ذهنی» است. شناخت گسل‌ های اجتماعی امکان طراحی روایت‌ های جهت‌ داری را فراهم می‌ کند که بر اساس تئوری «براندازی نرم»، به تضعیف اعتماد عمومی منجر شود. بُعد سوم، «ایجاد شبکه‌ های ارتباطی غیر رسمی» است. پیوند با نخبگان محلی، شبکه‌ هایی موازی و خارج از کنترل نهادهای رسمی ایجاد می‌کند. بُعد چهارم نیز شامل «بین‌المللی‌ سازی مسائل محلی» از طریق تولید گزارش‌ های هدفمند است که مستمسکی برای فشار نهادهای جهانی می‌ شود.

بُعد چهارم بحث قرائت منطقه در بهائیت که در ظاهر مدنی، اما در باطن ضد مدنی است، «بین المللی سازی بحران است»؛ وقتی تشکیلات ماهیت براندازی دارد، سعی می کند با ساخت روایت های خاصِ سوگیری شده و غلط از یک اتفاق یا مشکل قابل حل، آن را تبدیل به یک معضل حل نشدنیِ حکومتی و یک بحران بین المللی کند و زمینه را برای فشار سیاسی و مداخله خارجی و تحریم فراهم می سازد.(اسناد لو رفته جلسات تشکیلات با وزرای خارجه کشورهایی مثل کانادا و استرالیا با افراد بهائی مثل فنائیان و ایدلخانی سال،۱۳۷۳)، در این رابطه می توان فتنه سال ۱۴۰۱ را مثال زد که تشکیلات بهایی از آن سوءاستفاده بین المللی کردند؛ عناصر اصلی ۹ نفره بیت العدل با سر فرماندهی موساد، اتفاقاتی را حکومتی و بحرانی می کنند، که در اکثر موارد آن اتفاق توسط خودِ آنها رقم خورده است، و با ساخت محتوای جعلی و دستکاری شده، آن را امنیتی کرده و در ادامه آن محتوا را در شبکه‌ های محدود و مویرگی اطلاعاتی و طبقه بندی شده به سر شبکه ها، معاونین، مساعدین و مشاورین قاره ای  و ناظمان محفل های تشکیلات بهایی  به صورت گاه محرمانه و گاه غیرمحرمانه، برای شروع بحران سازی فرستاده می شود( اسناد رصد شده توسط وزارت اطلاعات)، اما برای اعضای عادی تشکیلات با یک ابلاغیه در پوشش توسعه اجتماعی ابلاغ می شود؛ در این رابطه و استفاده از افراد اثر گذار در شبکه های اجتماعی باید به بعضی از بازیگران و خوانندگان اشاره کرد که در زمان لازم اسامی آنها نام برده می شود، البته همچنان با تشکیلات در ارتباط هستند. گلیشر هم در این رابطه می گوید «تقریبا قطعنامه ای در محکومیت ایران نیست که بهائیت در آن نقشی نداشته باشد»، دفتر امور عمومی محفل ملی آمریکا با کادر مجهز دائم در حال مذاکره با مقامات آمریکایی و ارائه اسناد و مدارک جعلی و نقطه ضعف ها به آن هاست، تا بتواند قطعنامه های بیشتری را علیه ایران تدارک ببینند. شرح اقدامات محفل ملی آمریکا و لابی های انجام شده با مقامات آمریکایی و فعالیت های سازمان یافته ضد ایرانی در فضای مجازی، نیاز به گزارش جداگانه دارد، او در مصاحبه با دو خبرنگار در پاسخ به سوال خبرنگاران که پرسیده بودند چرا آمریکا به این تشکیلات کوچک نیاز دارد؟ می گوید: دولت ریگان برای مقابله با ایران، دنبال بهانه می گشت و بهائیت به او معرفی شد. بهائیان در حال حاضر، به عنوان ابزار برای آمریکا مفید است، عموم سیاستمداران آمریکاییان بهائیت را نمی شناسند و نمی دانند که باورهای بهائیان در تقابل با باورهای حقوق بشری آمریکایی است. گلیشر در ادامه به خبرنگاران می گوید، چون آمریکا به آنها نیاز دارد بهائیت و به عنوان گروهی که به اصطلاح مورد ظلم در ایران واقع شده است، ابزار آمریکا می شوند و تشکیلات نیز برای رسیدن به اهداف خود در ایران از امکانات آنها استفاده می کند. و همین جواب را به خبرنگاران در روابط تشکیلات با اسرائیل داد.

افشاگری جنایتکارانه ای از بیت العدل در بحث قرائت منطقه در پی گزارشی از سودابه جوادی، به عنوان درخواست برای تحقیق دوباره در مورد مرگ دیوید کلی، خبرگزاری بی بی سی،۲۲ اوت ۲۰۱۰ پرده از اوج امنیتی بودن قرائت منطقه بر می دارد؛ در گزارش آمده است که، دیوید کلی کارشناس سلاح های شیمیایی و بیولوژیک سازمان ملل و کارمند وزارت دفاع بریتانیا به عنوان بازرس سلاح های کشتار جمعی، سابقه همکاری با کمیته ویژه سازمان ملل در عراق را داشت و چهل بار برای تهیه گزارش، به عراق رفته بود و تنها منبع معتبر سازمان ملل به شمار می رفت، او در زمان ماموریت خود در عراق، با خانمی بهائی به نام می پیترسون، کویتی الاصل و مامور سازمان سیا و شاغل در مدرسه جاسوسی آمریکا آشنا شده و تحت تبلیغات او بهایی شد و ازدواج کردند که در تمام ماموریت های کلی با او همراه میشد، با اینکه گزارش های کلی محرمانه بود اما او با حضور در یک جلسه بهائیت اطلاعات جمع آوری شده را در اختیار اعضای تشکیلات بهائیت قرار می دهد که باعث کشتار عده زیادی از مردم کشور عراق می شودو آن فجایع رخ می دهد؛ همچنین فردریک گلیشر هم در این مورد می گوید: ورود کلی به قضیه سلاح های شیمیایی عراق را ترفند و نقشه تشکیلات بهائی ( بیت العدل و محفل ملی انگلیس) بوده است.

 

 

عقبه تاریخی و پیوندهای ژئواستراتژیک در عملیات پنهان

 

ردپای فرایند «قرائت منطقه»، که توسط نهاد دارالتبلیغ این تشکیلات تدوین می‌شود، به‌ طور مستمر در پیام‌ های بیت‌العدل مستقر در حیفا از سال ۱۹۷۳به صورت رسمی قابل ردیابی است. مستندات افراد متبری، نظیر فریدون جواهری که سابقه حضور در بیت‌العدل را دارد، نشان می‌دهد این فرایند پوششی برای عملیات جاسوسی گسترده است. جواهری می گوید: این عملیات شامل جمع‌آوری داده‌ های طبقه‌ بندی‌ شده و خصوصی، ارزیابی وضعیت روانی و خانوادگی افراد برای جذب به تشکیلات است. مارگارت سینگر در کتاب «فرقه‌ها در میان ما»، بهره‌ کشی از شرایط روانی افراد برای جذب را از اصول بنیادین فرقه ها و سازمان های امنیتی می‌ شمارد که در مرحله شناختِ قرائت منطقه به‌ شدت استفاده می‌شود. فریدون جواهری از عناصر کلیدی سابق بهایی، نقش و ساختار فرایند قرائت منطقه در فعالیت های جاسوسی و تبلیغی بیت العدل را در به ثمر رسیدن نقشه های ۹ و ۱۰  ساله مهم عنوان کرده است. به نحوی که جمع آوری اطلاعات از طریق فرایند قرائت منطقه، منحصراً جهت تحلیل و برنامه ریزی در راستای اهداف بلند مدت سازمان بهائیت و ارسال این اطلاعات به موساد برای پردازش و دستورات نهایی است.

پیوند این تشکیلات با ساختارهای اطلاعاتی، ریشه‌ ای تاریخی دارد.  همراهی عبدالبها- رهبر دوم تشکیلات بهائیت- برای اولین بار دستور«کشف رموز خفیه» یا همان دستور مدرن « قرائت منطقه» را برای همکاری با ژنرال آلنبی در جنگ جهانی اول و کمک به سرنگونی امپراطوری عثمانی به انگلستان داد، این موضوع که عبدالبهاء جاسوس البته دوجانبه شده بود را شوقی افندی- رهبر سوم و خواهرزاده عبدالبهاء- در کتاب قرن «بدیع ج۳» افشا کرده است و اینکه عثمانی ها به نقش جاسوس بودن عبدالبهاء پی برده بودند.  پادشاه انگلیس نیز در پاداش جاسوسی و خوش خدمتی عبدالبها به او لقب و نشان “سر” را داد. همچنین از این دستور برای تاسیس اسرائیل کمک های زیادی به اشغالگران کرد. روابط سران بهایی، سابقه ای طولانی تر از عمر رژیم غاصب صهیونیستی دارد؛ تبعید حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله- موسس تشکیلات بهائیت- به عکا واقع در فلسطین اشغالی، مدت ها قبل از شکل گیری اسرائیل اتفاق افتاده بود. او زمینه را برای نزدیکی و همکاری هر چه بیشتر بهائیان با کانون های صهیونیستی فراهم آورد. این پیوند در دوران ریاست عبدالبهاء-رهبر دوم تشکیلات بهایی- قوی تر تداوم یافت و بهائیان در تحقق استراتژی تاسیس دولت یهود در فلسطین که از دهه های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ میلادی آغاز شده بود، مشارکت جدی داشتند. بسیاری از زمین های فلسطینیان توسط بهائیت با کمک انگلستان و صهیونیست ها خریداری شد. «بن زوی» یکی از روسای جمهور اسرائیل، به ملاقاتش با عباس افندی( عبدالبها) تصریح دارد. قابل ذکر است که درصد قابل توجهی از یهودیان ایران به بهائیت پیوستند، مانند دو تن از بزرگان یهود به نام های، ملا الیاهو و ملا لاله زار و پیوستن دسته جمعی یهودیان همدان به تشکیلات بهایی.

در دوره پهلوی اول، بهائیت نفوذش را به کمک انگلستان در ایران گسترش داد. بر اساس اسناد معتبر، محفل بهائیت در ایران، مدت ها پیش از کودتای انگلیسی ۱۲۹۹ توسط حبیب الله عین الملک- پدر هویدا- رضاخان را شناسایی و به “سر ریپورتر” جاسوس بریتانیا در ایران- یا سر اردشیر ریپورتر- برای انجام کودتا معرفی کرد. بعد از به تخت نشستن رضاشاه، بهائیان در سازمان های جدید دولتی و مراکز مهم و خصوصا آموزش و پرورش مشغول به فعالیت شدند؛ اگر رضاشاه قلدر و مغرور به عنوان پادشاه ایران فهمی امنیتی مانند امیر کبیر از ماهیت براندازی تشکیلات بهایی داشت، حتما آنها را از کشور بیرون می انداخت یا همه را اعدام می کرد. اما در دوره پهلوی دوم، دسترسی و نفوذ بهائیت که بیشتر اعضای آن یهودی بودند، در ساختار حکومتی و حاکمیتی گسترده شد و سازمان های مخوف جاسوسی اینتلیجنت سرویس و اطلاعاتی موساد به طور کامل در تار و پود نظام سیاسی ایران رخنه کردند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد که محمد رضا شاه با کمک سازمان سیا و موساد، ساواک را تاسیس کرد، از بین بهاییان یهودی مامورانی نیز انتخاب شدند، مانند پرویز ثابتی؛ این افراد برای آموزش و فراگیری موضوعات امنیتی- اطلاعاتی و شکنجه گری، به اسرائیل به طور مداوم در رفت و آمد بودند؛ این آموزش ها باعث شد که عناصر بیت العدل کاملا مباحث امنیتی، اطلاعاتی و جاسوسی را فرا بگیرند و با موساد در ارتباط باشند، و با مهارت بیشتری دستور قرائت منطقه را اجرا و اطلاعات کلیدی از داخل ایران را با همان روش «کشف رموز خفیه عبدالبهاء» به طور مداوم به موساد ارسال می کردند. نکته مهم از بهائیت در اقدام به قرائت منطقه را باید در آموزه های ایدئولوژی آنان یافت؛ رهبران بهایی ایدئولوژی رسیدن به حکومت جهانی و برقراری عصر ذهبی بهائیت را به روش های مخفی به احبای خود تزریق کرده است؛ دکتر اسماعیلی در این مورد می گوید:«آنان خود را جایگزین تشکیلات دولت و ساختار پادشاهی معرفی کردند که بعد از بدست آوردن قدرت کافی این گردش قدرت رخ دهد». بنابراین، اقدام به قرائت منطقه از سوی احبای بهایی امری کاملا موجه محسوب می شود. بهائیت این گردش قدرت را « محکمه کبرای بین الملل» می نامند که از جمله مفاهیم امنیتی در این تشکیلات است. نکته مهم امنیتی از آش شور بهائیت اینجاست که با وجود بعضی از ماموران بهایی در ساواک، این نهاد امنیتی بارها خطرهای فرهنگی و سیاسی بهائیت را دیده و هشدار داده بودند، هر چند که مقام های دولتی اهمیت نمی دادند. از جمله مهمترین هشدار ساواک، داشتن رابطه پنهانی بهائیان با رژیم اسرائیل و مبارزه با وطن دوستی بود؛ این نکته را یادآور شوم، از جمله آموزه های ۱۲ گانه در بهائیت ترک تعصبات و وطن دوستی است؛ بنابراین فریب رسانه ای آنها در وطن دوستی را نخورید. تشکیلات بهائی قرائت منطقه را در سراسر جهان از طریق نیروهای میدانی خود موسوم به «قائمین به خدمت» اجرا می‌کند. از منظر نظریه امنیتی مکتب کپنهاگ، این اقدام تشکیلات، تلاشی برای «امنیتی‌ سازی» مسائل عادی و تغییر مرجعیت هویتی جوامع محلی به شمار می‌رود. دستورات جدید و مداوم بیت‌العدل در پیام ها و بیانیه های ابلاغی خود مبنی بر این جمله: «در طول این ۹ سال، نسبت به قرائت منطقه اقدام شود»، در حقیقت یک دعوت صریح به شبکه‌ سازی و جاسوسی است. پیام‌های صادر شده در دی ماه۱۴۰۴، بهائیان را به «شناخت دقیق جغرافیایی» مکلف می‌کند. پیام۱۰ دی ماه تاکید دارد که «رشد یک فرایند ارگانیک است نه ماشین وار». فرایندی که تداوم آن وابسته به توانایی «قرائت واقعیت‌ منطقه»در حال «تحول و واکنش روشن و هدفمند» به آن‌ها است. بیت العدل می گوید: «این پیام با معطوف کردن توجه به آنچه در محله‌ ها و روستاهایی که پیشرفت در آن‌ها تحکیم یافته پدیدار شده است، توضیح می‌ دهد که چگونه یک روحیۀ بارز جمعی به‌ شکلی فزاینده در میان همۀ شرکت‌ کنندگان در یک الگوی مشترک فعالیت احساس می‌شود. این روحیه اغلب به‌ شکل حس تعلق و حس تلاش مشترک و حمایت متقابل بروز می‌یابد و منجر به شکل‌ گیری ترتیباتی برای همکاری میان خانواده‌ها، جوانان، زنان، آموزگاران و سایر گروه‌ها می‌شود؛ ترتیباتی که به جوامع کمک می‌کند تا مسیر توسعۀ خود را با خلاقیت و ابتکار بپیمایند» و این مسیر را در پرتو اصول مندرج در تعالیم بهائی دنبال کنند، واقعیت‌ منطقۀ به حالت تحول بستگی دارد».   این کلمات در پیام بیت العدل در واقع رمزگشایی از مفهوم «جنگ شبکه‌ محور» است؛ جایی که سلول‌های محلی با درک محیط ارگانیک خود، به صورت غیر متمرکز عمل کرده اما از مرکز فرماندهی خط می‌ گیرند. پیام بدونِ نام بردن از تمرکز قدرت، اتصال و تبادل اطلاعات را میان گروه های کوچک و پراکنده می داند. دو کلمه «محیط ارگانیک» در پیام، که از احبا می خواهد آن را درک اما با فرماندهی مرکزی دقیقا به ساختار فرماندهی و کنترل در جنگ های نوین اشاره می کند که در آن واحدهای کوچک خودمختاری عملیاتی دارند اما همسو با استراتژی کلان مرکز عمل می کنند.
قسمت هایی از پیام بیت العدل که در این تحلیل آورده شده، مدعی است که شبکه سازی به جای نهادهای رسمی از طریق خانواده ها، جوانان و گروه های محلی انجام می شود. این یعنی نفوذ به جای لایه های کلان، در ریزترین بافت های اجتماعی( مانند مویرگ ها) جریان می یابد که شناسایی و مقابله با آن برای سیستم های امنیتی دشوار است. اما با آگاهی دادن به مردم و جامعه از این نوع نفوذ، و نحوه کنش و شناسایی آنها از طریق گزارش مردمی به راحتی برای سیستم امنیتی قابل شناسایی می شوند. ایجاد حاکمیت موازی از جمله مخاطرات برای حفظ صیانت ملی است؛ ویژگی های ذکر شده در متن(ارگانیک، غیرمتمرکز و هدفمند) نشان از ایجاد حاکمیت موازی با ارائه خدماتی مانند: آموزش خلاقیت و پروژه های توانمند سازی؛ به چالش کشاندن مرجعیت دولت، خصوصا در مناطق روستایی یا دور افتاده؛ به علت شناسایی لیدرها یا همان قائمین به خدمت به طور مداوم توسط سیستم امنیتی ایران است که، بیت العدل تصمیم به جاسوسی غیر متمرکز گرفته است تا با حذف یک لیدر یا سلول باعث فروپاشی کل نشود؛ متن با اشاره به «گسل های اجتماعی»، می خواهد به نوعی شبکه سازی را ادامه دهد که همچنان همبستگی ملی مورد هدف قرار بگیرد و هویت های جدید بر طبق اهداف صهیونیستی شکل بگیرد. در خبرهای منتشر شده از تشکیلات، مانند: ترویج و اقدام جمعی توسعه اجتماعی در مانجارو آفریقا در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ نیز، این نوع شبکه سازی مشهود است.
این تطبیق‌ پذیری، پتانسیل خطرناکی برای سوءاستفاده از گسل‌های فرهنگی دارد. سابقه این مهندسی را می‌توان در تحریکات دوره پهلوی، مانند: تسلط بر روستای سیسان در دوران قحطی مشاهده کرد که روستاییان در ازای دریافت نان مجبور به پذیرش فرقه شدند تا خود و خانواده شان را از گرسنگی نجات دهند( قادری، عطاالله، سالهای عطا،۱۳۹۹). مصداق روستای سیسان، یک بهره برداری دقیق و هوشمندانه از بحران برای شبکه سازی بود که از نظر مسائل امنیتی، استفاده از نیازهای بیولوژیک برای تغییر ایدئولوژیک است. همچنین، روستای سیسان یک نمونه موفق از شبکه سازی امنیتی نیز هست. زیرا بهائیت توانسته بود از غفلت حکومت و ناآگاهی مردم سوءاستفاده کند و بزرگترین روستای بهایی شده در غرب ایران را مدیریت کند. از این روستا خانواده هایی همچنان بهایی ماندند، مانند خانواده عنایت فانی و خودِ او که از جمله مجریان شبکه بی بی سی فارسی است که همچنان شبکه سازی می کنند. از دیگر مجریان این شبکه بهایی می توان هومن سیسانی را نام برد. تاریخ حضور بهائیت در این روستا و اتفاق های ضد امنیت ملی ایران که در آنجا رخ داده است را می توان یک فاجعه ملی نام برد.
تشکیلات الگوی تغییر هویتی جامعه برای تضعیف انسجام ملی ایران را در پروژه‌ شکست خورده «داستان ما یکی است» در سال ۱۴۰۲ نیز تکرار کرد. روسای بهایی با اقدام به توانمند سازی افراد مستعد و فریب خورده، هدایت گروه های هدف را مدیریت می کرد، آنان با ساخت اکانت هایی در توییتر و اینستاگرام و فیس بوک، روندی هدایت‌ شده و غیر متمرکزی را با مدیریت افرادی مانند سیمین فهندژ، سخنگوی حقوق بشر جامعه بهایی در سازمان ملل، شبکه سازی کرد، تا پیوندی رسانه ای در سطح بین المللی با فعالیت های خُرد محلی برقرار کند برای ایجاد یک فشار از طرف نیروی خارجی بر حاکمیت، که معمولا این نوع تحرکات منجر به اعمال تحریم های جدید برای کشور می شود. با انطباق پیام‌ های تشکیلات بر مدل تهدید شناسی، فرایند اجرایی در یک پیوستار نمایان می‌شود. این پیوستار از قرائت منطقه آغاز شده، به ایجاد شبکه همکاری ارتقا می‌یابد و بعد به تقویت هویت جمعی منجر شده و در نهایت جامعه را به سمت تحول همسو با اهداف کلان سوق می‌دهد. تاکید بر جامعه‌ محوری در تشکیلات بهائیت باعث می‌شود حتی افراد عادی و غیر بهایی نیز وارد پروژه شبکه‌ سازی شوند؛ تا جایی که نقد علمی این سازمان با برچسب «بهایی‌ ستیزی» سرکوب می‌ گردد.
میدان‌ داری «قائمین به خدمت» فقط به شناخت محیط محدود نمی‌شود. این امر در اعتراضات، مانند: دی ماه ۱۴۰۴ ملموس بود؛ جایی که افراد وابسته و مزدور رژیم صهیونیستی در حین ارسال موقعیت مکانی برای سرویس‌های بیگانه دستگیر شدند. یکی از عناصر بهایی با سابقه ۱۵سال فعالیت گسترده در جاسوسی، اعتراف کرده است که در پوشش سازمان ملل در زامبیا و گامبیا شبکه‌ ای اطلاعاتی ایجاد و داده‌ها را به اسرائیل منتقل کرده است. نقش افرادی مانند فرزام کمال‌آبادی در ارائه مشاوره استراتژیک به شرکت‌ های چینی در حوزه نفت نیز در همین راستا تحلیل می‌ شود و قابل تامل است. این نکته را ذکر کنم که بهائیت اولین تشکیلاتی است که در سازمان ملل متحد دارای میز است و در بعضی تصمیمات این سازمان اعمال نظر تاثیر گذار می کند. فعالیت‌های تشکیلات با تقسیم جغرافیای هدف به ۱۷ هزار کلاستر سازماندهی می‌شود که این استراتژی میدانی مراحلی کاملا امنیتی را در بر می‌گیرد.
نتیجه‌ گیری
واکاوی دقیق مفهوم «قرائت منطقه» بر اساس چارچوب‌ های نظری امنیت بین‌الملل اثبات می‌ کند که این فرایند، به هیچ وجه یک پویش مدنی ساده نیست؛ بلکه یک مفهوم پیچیده اطلاعاتی، امنیتی و نفوذ شبکه‌ ای است که توسط تشکیلات فراملی بهائیت با هدایت مستقیم سرویس‌های متخاصم خصوصا سازمان سیا و موساد اجرا می‌شود. با در نظر گرفتن ویژگی‌های ساختاری ایران اعم از تنوع قومی و زبانی، موقعیت ژئوپلیتیکی حساس و قرارگیری در کانون رقابت‌ های منطقه‌ ای، هرگونه جمع‌آوری اطلاعات خرد و کلان و «قرائت بیرونی» از لایه‌های اجتماعی، یک تهدید راهبردی قطعی علیه بقای ملی است. قرائت منطقه که به ظاهر مدنی و در باطن ضد مدنی است اثبات می‌کند که چگونه فرایندی که در ظاهر با هدف شناخت محلی برای توسعه خیرخواهانه اجتماعی آغاز می‌شود، به سلاحی کشنده در منطقه خاکستری برای تغییر ادراک و بی‌ ثبات‌ سازی بدل می‌گردد. از این رو، ارتقای سواد امنیتی جامعه، و اقدام پیش‌ دستانه نهادهای اطلاعاتی در شناسایی و انهدام کلاسترهای محلی این شبکه‌ های سایه‌ ای، حیاتی‌ ترین گام در صیانت از امنیت پایدار ملی خواهد بود.

مطلب پیشنهادی

میز خدمت پلیس زیر آسمان شهر

به گزارش باتونیوز،  کلانتری که در گذشته به آن «نظمیه» می گفتند، نهادی است که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *