Screenshot

درسی برای مدیران امروز: وجدان بیدار

وجدان بیدار

درسی برای مدیران امروزاز دل تاریخ 

بادِ تیرماه ۱۳۶۱، گرم و خفه‌کننده از میان شیشه‌های خاک‌گرفته‌ی ساختمان سپاه ساری می‌وزید. صدای ماشین‌تحریر، تند و منظم از اتاق عملیات به گوش می‌رسید. کاغذ سفید، آرام آرام بالا می‌آمد و حروف سیاه روی آن جان می‌گرفتند:

بسمه‌تعالی

تاریخ: ۹/۴/۱۳۶۱

شماره : ۱۷۱۲ ـ۳۰ ـ۰۳۱۵

به : فرماندهی سپاه ساری (امور پاسداران )

از : واحد عملیات

موضوع: غیبت برادر قاسمی طوسی

مسئول واحد عملیات، با دقت جمله‌ها را می‌نوشت. هر واژه‌اش حساب‌شده بود، مثل سربازی که در میدان مین پا می‌گذارد:

  محترماً به استحضار می رساند برادر یاد شده فوق در تاریخ ۳/۴/۱۳۶۱ به مدت صبحگاه غیبت غیر موجه نموده است . مراتب جهت اطلاع و گزارش به امور مالی جهت کسر حقوق به عرض میرسد. خداوند متعال همه ما را به راه انبیا و اولیا هدایت فرماید.

ودر پایان امضا کرد:

مسئول واحد عملیات

قاسمی طوسی ـ ۱۳۶۱/۴/۹🔷

سکوتی سنگین در اتاق نشست. همان لحظه، نور خورشید از پنجره‌ی شکسته افتاد روی برگه، و امضای آخر برق زد — نامی که نویسنده و موضوع نامه یکی بودند.

محمدحسن قاسمی طوسی، آن روز مسئول عملیات سپاه ساری بود؛ و همان روز، برای خودش گزارش غیبت غیرموجه نوشت. صبح، لحظه‌ای تأخیر کرده بود؛ دلیلی شاید ساده، اما وجدانش تاب نیاورده بود. می‌دانست در دفتر آسمان، «وجدان»، قاضی‌ای است که نیازی به دادگاه ندارد.

در آن سال‌ها، هنوز دنیا این‌گونه پر از عذر و توجیه نشده بود. مردان آن روزها، وجدان را بالاتر از قانون می‌دانستند. طوسی، خود را نه از سر الزام، بلکه از سر ایمان مؤاخذه کرد. شاید همان نامه، در نگاه اول یک سند اداری ساده بود، اما در حقیقت شناسنامه‌ی صداقت وپاکی بود.

سال‌ها گذشت. آن جوان مؤدب و سخت‌گیر، بعدها در جبهه‌ها فرمانده شد؛ در والفجر و خیبر و کربلای هشت، نامش لرزه بر دل دشمن می‌انداخت. اما در دفترچه‌ی خاکی عملیات، هنوز همان گزارش با خط خودش باقی ماند — گواهی بر وجدان بیدار مردی که پیش از هر مأموریت، با خودش می‌جنگید.

وقتی کسی آن سند را خواند، زیر لب گفت:

«دنیای ما عجیب است، و دنیای شهیدان عجیب‌تر…»

و راوی پاسخ داد:

«وجدان، تنها قاضی‌ای‌ست که نیازی به محکمه ندارد — به‌ویژه وجدان بیداری که در سینه‌ی شهدا می‌تپید.»

امروز اگر مدیران و مسئولان ما، حتی برای لحظه‌ای در آینه‌ی چهره‌ی محمدحسن قاسمی طوسی بنگرند، شاید بفهمند که غیبت یک صبح، چقدر با شرف یک عمر فرق دارد.

او یادمان داد که رزمنده بودن فقط جنگیدن نیست — یعنی اول، خودت را در دادگاه وجدان محاکمه کنی.

و چنین مردانی بودند که نگذاشتند نام ایران، در گردوغبار فراموشی گم شود.

به قلم : حسین زکریائی عزیزی

مطلب پیشنهادی

دیدار وزیر میراث فرهنگی با مدیرعامل بانک ملی ایران؛ بررسی راهکارهای توسعه سرمایه‌گذاری در گردشگری/ همکاری بانک ملی و وزارت میراث برای تسهیل سرمایه‌گذاری در پروژه‌های گردشگری

 به گزارش باتونیوز به نقل ازروابط‌عمومی بانک ملی ایران، در راستای تقویت تعاملات و هم‌افزایی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *