یادداشتی از دکتر علیرضاجلالی فراهانی:: بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی: فرصت‌ها و چالش‌ها

یادداشت اختصاصی

بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی: فرصت‌ها و چالش‌ها

علیرضا جلالی فراهانی[۱]

 

پایگاه خبری تحلیلی «باتونیوز»در دنیای امروز که فناوری به سرعت در حال تحول و شالوده‌شکنی است، بکارگیری هوش مصنوعی (AI) در شئون مختلف جامعه، به یکی از موضوعات مهم تبدیل شده است و حوزۀ مدیریت دولتی هم از این روند، مستثنی نیست. دولت‌ها در سراسر جهان به درجات گوناگون در تکاپوی استفاده از این پدیدۀ شالوده‌شکن هستند تا بتوانند از مزایای آن بهره برده و موانع و چالش‌های احتمالی را مدیریت کنند. مدیریت دولتی، به عنوان ستونی اصلی در اداره امور عمومی، شامل فرآیندهایی مانند ارائه خدمات به شهروندان، مدیریت منابع، سیاست‌گذاری و پاسخ به بحران‌ها است. هوش مصنوعی، با قابلیت‌هایی نظیر یادگیری ماشین، تحلیل داده‌های عظیم و خودکارسازی، پتانسیل زیادی برای بهبود این فرآیندها دارد. برای مثال، هوش مصنوعی می‌تواند به دولت‌ها کمک کند تا خدمات را سریع‌تر و کارآمدتر ارائه دهند، اما همزمان، چالش‌هایی مانند حفظ حریم خصوصی، نابرابری دیجیتال و مقاومت فرهنگی را به همراه دارد. این یادداشت، بدون آنکه هرگونه ارزش‌داوری در خصوص استفاده از این پدیده داشته باشد، به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی می‌پردازد. ابتدا چالش‌های اصلی را مورد بررسی قرار داده و سپس فرصت‌های قابل بهره‌گیری را با ذکر برخی مثال‌های کلی، مورد اشاره قرار می‌گیرند.

چالش‌های بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی، مربوط به مسائل فنی و زیرساختی است. دولت‌ها اغلب با سیستم‌های میراثی قدیمی و ناکارآمد روبرو هستند که بکارگیری فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی که نیازمند ظرفیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بالایی است را دشوار می‌کند. برای مثال، بسیاری از ادارات دولتی به خاطر محدودیت‌های منابعی یا غفلت از روزآمدسازی مستمر، هنوز از نرم‌افزارهای دهه‌های گذشته و سخت‌افزارهای کم‌وبیش منسوخی استفاده می‌کنند که سازگاری با الگوریتم‌های هوش مصنوعی را محدود می‌سازد. این مشکل نه تنها هزینه‌های بالایی برای به‌روزرسانی ایجاد می‌کند بلکه زمان زیادی را برای سازگاری ‌طلب می‌کند. بر اساس گزارش‌های جهانی، هزینه‌های اولیه پیاده‌سازی ارکان هوش مصنوعی در بخش دولتی، می‌تواند تا چند میلیارد دلار برای یک کشور متوسط‌مقیاس برسد که این امر، فشار بالایی را بر بودجۀ چنین کشورهایی که بعضاً با تنگناهای جدی هم مواجه هستند، وارد می‌کند.

علاوه بر مسائل فنی، چالش‌های اخلاقی و اجتماعی نیز برجسته هستند. یکی از مهم‌ترین موانع، حفظ حریم خصوصی داده‌هاست. داده‌های عظیم، ورودی اصلی فراوری و خلق ارزش در هوش مصنوعی  محسوب می‌شود و این داده‌ها اغلب شامل اطلاعات شخصی شهروندان مانند داده‌های سلامت، داده‌های مالی یا داده‌های رفتاری است. اگر این داده‌ها به درستی مدیریت نشوند، خطر نقض حریم خصوصی افزایش می‌یابد. برای نمونه، یک سیستم هوش مصنوعی برای نظارت بر ترافیک شهری استفاده شود، ممکن است اطلاعات مکان شهروندان را جمع‌آوری کند. اگر این فرایند به درستی مدیریت نشود، می‌تواند به طیفی از سوءاستفاده‌ها منجر شود. بنابراین، دولت‌ها باید استانداردهای اخلاقی را وضع کنند که از چنین کژکارکردی‌هایی جلوگیری کند اما این فرآیند بسیار پیچیده و زمان‌بر است.

مقاومت فرهنگی و انسانی نیز یک چالش کلیدی است. کارکنان بخش دولتی ممکن است نسبت به هوش مصنوعی احساس تهدید کنند زیرا این فناوری می‌تواند برخی مشاغل را بلاموضوع و حذف کند. برآوردها نشان می‌دهد تا ۳۰% از مشاغل اداری در بخش دولتی ممکن است تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گیرند که این امر می‌تواند به بیکاری یا کاهش امنین شغلی و به تبع آن، افت رضایت شغلی منجر شود. علاوه بر این، کمبود مهارت‌های لازم برای کار با هوش مصنوعی در میان کارمندان دولتی، یک مشکل فراگیر است. بسیاری از کارمندان بخش دولتی، از نسل ماقبل دیجیتال هستند و لاجرم ممکن است از مهارت‌های مرتبط با این حوزه، بی‌بهره باشند که این امر، ترس و مقاومت در برابر آن را تشدید می‌کند. ازاینرو و دولت‌ها باید برنامه‌های آموزشی گسترده‌ای را راه‌اندازی کنند که این امر، خود هزینه‌بر است.

از دیدگاه کلان‌تر و جهانی، بکارگیری هوش مصنوعی می‌تواند نابرابری جهانی را تشدید کند. کشورهای در حال توسعه ممکن است دسترسی کمتری به فناوری‌های هوش مصنوعی داشته باشند در حالی که کشورهای پیشرفته‌تر از مزایای آن بهره می‌برند. این امر، شکاف دیجیتال را تشدید کرده و فاصلۀ این دو گروه از کشورها را افزون می‌کند که می‌تواند به چالش‌های جهانی و قطبی‌تر شدن کشورها منجر شود.

در نهایت، چالش‌های قانونی و نظارتی نیز قابل توجه هستند. یکی از ظرفیت‌های هوش مصنوعی، اتخاذ تصمیم‌‌های خودکار است. این تصمیم‌ها بر مبنای الگوریتم‌هایی هستند که بر اساس یادگیری ماشین و عمیق شکل گرفته و این یادگیری‌ها هم بر پایۀ داده‌های عظیم صورت می‌پذیرد. چنانچه‌داده‌های مربوطه، عمدا یا سهواً مخدوش شوند، الگوریتم‌ها هم مخدوش شده و نهایتاً تصمیم‌گیری‌های ناعادلانه یا نادرستی در حیطه‌هایی نظیر تخصیص منابع یا خدمات اجتماعی اتخاذ می‌شود که تبعات اجتماعی آن، می‌تواند بسیار سنگین باشد.

 

فرصت‌های بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی

با وجود چالش‌هایی که برخی از آنها اشاره شد، بکارگیری هوش مصنوعی در فضای مدیریت دولتی، فرصت‌های بی‌نظیری را فراهم می‌کند که می‌تواند کارایی و شفافیت را از از جمله موئلفه‌های مهم در عرصۀ مدیریت دولتی است، افزایش دهد. یکی از اصلی‌ترین فرصت‌ها، بهبود خدمات به شهروندان است. هوش مصنوعی می‌تواند سیستم‌های خودکار مانند چت‌بات‌ها یا اپلیکیشن‌های هوشمند ایجاد کند که سؤالات شهروندان را به سرعت پاسخ داده و راهنمایی‌های دقیق و به‌هنگامی را به آنها دهند. برای مثال، یک سیستم هوش مصنوعی می‌تواند درخواست‌های اداری مانند صدور گواهینامه‌ها را پردازش کند، که این امر زمان انتظار را از هفته‌ها به چند دقیقه کاهش می‌دهد. این امر نه تنها رضایت شهروندان را افزایش می‌دهد، بلکه هزینه‌های اداری را نیز کاهش می‌دهد.

فرصت دیگر، در زمینه تحلیل داده‌ها و تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر داده است. هوش مصنوعی می‌تواند حجم عظیمی از داده‌ها را تحلیل کند تا سیاست‌های بهتر اتخاذ شود. برای نمونه، در مدیریت منابع طبیعی، هوش مصنوعی می‌تواند الگوهای مصرف آب یا انرژی را پیش‌بینی کند و به دولت‌ها کمک کند تا منابع را بهینه تخصیص دهند. این قابلیت می‌تواند به کاهش هدررفت و حفاظت از محیط زیست که در سال‌های اخیر به یک اولویت ملی و جهانی تبدیل شده است، کمک کند. یا در نمونه‌ای دیگر، یک سیستم هوش مصنوعی برای مدیریت ترافیک شهری می‌تواند با تحلیل داده‌های عظیم ترافیکی در زمان واقعی، چراغ‌های راهنمایی را طوری تنظیم کند که ترافیک را کاهش دهد. نتیجه این امر کاهش آلودگی هوا، کاهش مصرف سوخت و صرفه‌جویی در زمان شهروندان که همگی از توابع مطلوب مدیریت دولتی محسوب می‌شوند.

در حوزه سلامت عمومی، هوش مصنوعی فرصت‌های زیادی ایجاد می‌کند. سیستم‌های هوش مصنوعی می‌توانند بیماری‌ها را زودتر تشخیص دهند یا واکسن‌ها را سریع‌تر توسعه دهند و با این امر، هزینه‌های عمومی سلامت که عمدتاً بخش قابل توجهی از بودجه‌های دولتی را به خود اختصاص می‌دهد، کاهش دهد. استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل داده‌های سلامتی می‌تواند شیوع بیماری‌ها را پیش‌بینی کند و به دولت‌ها کمک کند تا منابع را به مناطق پرخطر اختصاص دهند. این امر نه تنها جان‌ها را نجات می‌دهد، بلکه سیستم‌های بهداشتی را کارآمدتر می‌کند.

هوش مصنوعی می‌تواند شفافیت و مبارزه با فساد را تقویت کند. با استفاده از الگوریتم‌های هوشمند، دولت‌ها می‌توانند تراکنش‌های مالی را نظارت کنند و هرگونه ناهنجاری یا رفتار مجرمانه نظیر پولشویی یا فرار مالیاتی را شناسایی کنند. این امر اعتماد عمومی به نهادهای دولتی را افزایش می‌دهد و فرآیندهای اداری را عادلانه‌تر می‌سازد.

از منظر اقتصادی، بکارگیری هوش مصنوعی می‌تواند رشد را تسریع کند. دولت‌ها می‌توانند از هوش مصنوعی برای پیش‌بینی روندهای اقتصادی استفاده کنند و سیاست‌های مناسبی اتخاذ کنند. هوش‌مصنوعی می‌تواند تاثیرات و پیامدهای گزینه‌های سیاستی (نظیر افزایش یا کاهش نرخ بهره، ضرایب مالیاتی، …) را قبل از از اتخاذ آنها شناسایی کرده و از این طریق، احتمال اتخاذ تصمیمات بهینه‌ و کاهش هزینه‌های سعی‌وخطا و یادگیری، فراهم بیاید. این فرصت‌ها، اگر به درستی مدیریت شوند، می‌توانند به توسعه پایدار کمک کنند.

 

کلام پایانی آنکه بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی یک دوگانه پیچیده از فرصت‌ها و چالش‌ها است. در حالی که هوش مصنوعی می‌تواند کارایی، شفافیت و کیفیت خدمات را بهبود بخشد، چالش‌هایی مانند مسائل اخلاقی، فنی و اجتماعی نباید نادیده گرفته شوند. برای غلبه بر این موانع، دولت‌ها باید بر روی تامین مالی، آموزش، و قانون‌گذاری روزآمد، تمرکز کنند.

 

.

[۱]  دکترای مدیریت دولتی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه

مطلب پیشنهادی

رئیس دیوان عالی کشور: پرونده‌های سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ تا پایان خرداد ماه تعیین تکلیف شوند

به گزارش باتونیوز به نقل از روابط عمومی دیوان عالی کشور، حجت الاسلام والمسلمین محمدجعفر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *