یادداشت اختصاصی به مناسبت وداع و تشییع رهبر مجاهد شهید
به قلم: سیده فاطمه حسینی
در تلاطم تاریخ ملل، لحظاتی وجود دارد که بقای یک سرزمین و پیشرفت نسل های آن، به شجاعت استراتژیک و ایثار یک رهبر گره می خورد. شهادت رهبر مجاهد آیت الله سید علی حسینی خامنه ای فراتر از یک رویداد سیاسی، فعال کننده فرمول تاریخیِ “تعهد اخلاقی و دِین ملی” در وجدان جمعی ایرانیان است؛ دینی که نظریه پردازان برجسته علوم سیاسی و جامعه شناسی نظیر دورکیم، لاک و رالز آن را پایه همبستگی، عدالت بین نسلی و قوام هویت ملی می دانند. با عبور از مرزبندی های جناحی و عقیدتی به چگونگی ادای دین ملی می پردازیم.ادای دِینی که نه یک تعارف تشریفاتی، بلکه شرط بقا و همبستگی همه جانبه تمام ایرانیان است
در تاریخ ملل، لحظاتی وجود دارد که سرنوشت یک کشور به شجاع
ت و ایستادگی یک فرد گره میخورد. زمانی که رهبری با به خطر انداختن جان خویش در برابر تهدید خارجی سال ها ایستادگی می کند و آن را به عنوان «فرهنگ مقاومت» به جامعه نیز می آموزد، نه تنها از کشور در برابر حمله دشمن جنایتکار دفاع می کند، بلکه نوعی بازدارندگی استراتژیک ایجاد کرده است که زمینه های پیشرفت ملی را فراهم می آورد؛ بنابراین، دینی بر گردن جامعه قرار می گیرد که فراتر از تعلقات ایدئولوژیک و باورهای سیاسی است. دینی که ماهیتی ملی دارد و در چارچوب نظریه های جامعه شناسی سیاسی، بخشی از هویت جمعی و حافظه تاریخی یک ملت را شکل می دهد. با توجه به دیدگاه های مختلف در کشور، سعی می شود مختصری از از زاویه دید فیلسوفان و جامعه شناسان غربی به موضوع ادای دین به رهبر شهید بپردازیم.
فیلسوفانی چون جان لاک، دورکیم و سیسرو و غیره می گویند، زمانی که یک کارگزار سیاسی، رهبر یا فرمانده ملی، با به خطر انداختن منافع فردی یا هدایت استراتژیک، مانع از هجمه دشمن (دفع تهدیدات خارجی) و بستر ساز توسعه (پیشرفت داخلی) می شود، جامعه وارد یک «تعهد اخلاقی نانوشتنی» به نام دین اخلاقی یا ملی می شود.
مفهوم ادای دین ملی در این بستر، ریشه در نظریه قرارداد اجتماعی و اخلاقی وظیفه گرا رابطه میان شهروندان و رهبرانی که امنیت وجودی جامعه را حفظ کردهاند، فراتر از یک رابطه حقوقی ساده است.
دورکیم در این رابطه معتقد است، هنگامی که رهبری فراتر از وظایف معمول خود عمل کرده و حیات خویش را برای حفظ استقلال و امنیت ملی به مخاطره افکنده است، نوعی بدهی اخلاقی و سیاسی در جامعه شکل می گیرد و آن را بخشی از «همبستگی اجتماعی» و «وجدان جمعی» تعریف می کند. رهبر شهید ما سید علی حسینی خامنه ای در طول دهه ها رهبری، با درایت نسبت به شناخت دشمن، ایستادگی در برابر فشارهای خارجی، تهدیدات نظامی و محاصرههای اقتصادی، این قرارداد را به بالاترین سطح خود ارتقا داد و سرانجام با جان خویش آن را مُهر زد.
شهادت چنین رهبری، باراین دین را چند برابر می کند. ماری ایدلمن در کتاب سیاست سمبلیک (۱۹۶۴)، شهید شدن رهبران ملی را از «سطح واقعیت روزمره» به حوزه «اسطوره و حافظه جمعی» ارتقا می دهد و می توان این حافظه جمعی را در چارچوب نظریه عدالت رالز تطبیق داد که بیان می دارد: دین ملی، بخشی از «عدالت بین نسلی» است که نسل حاضر نسبت به نسلهای آینده و همچنین نسبت به میراث نسل گذشته بر عهده دارد. رهبر شهیدمان سید علی حسینی خامنه ای میراث «عدالت بین نسلی» را از امام خمینی گرفت، آن را حفظ و در حافظه جمعی ایرانیان تقویت کرد و اکنون نوبت ماست که این راه را ادامه دهیم.
از منظر بازدارندگی در روابط بینالملل هم، مقاومت موفق در برابر تهدید خارجی و ایجاد یک محیط امنیتی پایدار، میراثی است که اثرات آن نسل ها را دربر می گیرد. با دانایی رهبری سید علی حسینی خامنه ای و ایجاد استراتژی «اقتدار با حکمت»، ایران توانست در برابر قدرت های بزرگ ایستادگی، و بازدارندگی موشکی، پهپادی و منطقه ای را بنا و فضایی ایجاد کند که در آن علم، فناوری و صنعت کشور رشد کند. این میراث، نه تنها در قالب امنیت نظامی، بلکه در قالب اعتماد ملی، افزایش سرمایه اجتماعی و فضای لازم برای توسعه اقتصادی و فرهنگی تجلی می یابد. بنابراین، پیشرفتی که در سایه این مقاومت حاصل شده، مستقیماً به فداکاری و تصمیم گیریهای استراتژیک او مرتبط است و ملت ایران، مدیون این درایت تاریخی است.
وجدان جمعی ما، صرف نظر از تفاوتهای فردی، گروهی یا مسلکی، همه اعضای جامعه ایرانی را در یک پیوند اخلاقی و تاریخی به هم متصل می سازد.

شهادت رهبر شهیدمان، مردی که در بحران های مختلف در کشور از جمله: انقلاب۵۷، هشت سال دفاع مقدس، دوران سازندگی بعد از انقلاب و جنگ، تحریم ها و مقاومت حضور فعال داشته است و سرانجام با خون خود راه استقلال را تضمین کرد، او را از یک رهبر سیاسی به نمادی فراتاریخی و ملی تبدیل کرده است. این فرآیند، موجب می شود که ادای دین از یک تکلیف اخلاقی به یک ضرورت هویتی تبدیل شود. جامعه ایران که چنین رهبری را از دست داده، برای حفظ انسجام خود و ادامه مسیری که او ترسیم کرده، نیازمند بازتولید و بازنمایی آن ارزشها و ایستادگی هاست.
بنابراین، ادای دین در این معنا، صرفاً یک عمل تشریفاتی یا احساسی نیست، بلکه تعهدی عملی و پایدار برای حفظ، تقویت و توسعه دستاوردهایی است که با خون و جان رهبر شهید به دست آمده است. این تعهد شامل:
- ادامه مسیر استقلال،
- مقاومت در برابر هرگونه تهدید جدید،
- تقویت بنیانهای بازدارندگی،
- و بهره برداری از فضای امنیتی به دست آمده برای پیشرفت همه جانبه کشور است.
فراتر از این، ادای دین ملی به معنای فراگیر آن، نیازمند عبور از تفرقه های سیاسی، مذهبی و ایدئولوژیک است.
در این رابطه دانشمند علوم سیاسی بندیکت اندرسون اشاره به این دارد که، «ملت ها بر اساس روایت های مشترک و حافظه تاریخی ساخته می شوند». بر این اساس، شهادت رهبری که برای همه ایرانیان ایستاد، از شیعه و سنی، فارس و کرد، ترک و بلوچ، و از همه دفاع کرد، یکی از قوی ترین روایت های اتحاد بخش تاریخ معاصر ایران و البته جهان است. این روایت، فراتر از هرگونه اختلاف، همه شهروندان ایرانی را به یک هویت مشترک فرا می خواند و از آنها می خواهد که یکپارچه و متحد باقی بمانند.
از منظر اخلاق سیاسی، ادای دین به رهبر شهید مان، بازتاب اصل تقابل در روابط اجتماعی است. وقتی فردی بالاترین فداکاری را برای جمع انجام داده است، جمع نیز موظف است که آن فداکاری را به رسمیت بشناسد، ارج بگذارد و با عمل پاسخ دهد. رهبری که در لحظات سرنوشت ساز، دست از مصالحه با استکبار برنداشت، که با وجود همه فشارها و تهدیدها خم نشد، که حتی در آخرین لحظات حیات خود، با افتخار و شهامت در برابر دشمن ایستاد و با مشتی گره کرده سرانجام جان خود را فدا کرد، سزاوار بالاترین سطح وفاداری ملی است. این پاسخ، نه فقط در قالب یادبود و گرامیداشت، بلکه در قالب تداوم راه و حفظ ارزش هایی همچون: عزت، استقلال، عدالت و پیشرفت است است که سید علی حسینی خامنه ای برای آنها جان داد.
در نتیجه، ادای دین ملی نسبت رهبر شهید، یک وظیفه جمعی، تاریخی و اخلاقی است که همه ایرانیان، صرف نظر از باورها و تمایلات شخصی، در قبال آن مسئولیت دارند. این مسئولیت در حفظ یکپارچگی ملی، تقویت بنیانهای بازدارندگی، پیشبرد مسیر پیشرفت و انتقال میراث این ایستادگی حماسی به نسلهای آینده تجلی مییابد. چنین دینی، نه از روی اجبار، بلکه از روی شناخت عمیق تاریخی و درک اهمیت فداکاری های صورت گرفته، باید پرداخت شود تا ملت ایران بتواند با افتخار و استحکام، به مسیر خود ادامه دهد. خون رهبر شهید نقطه پایان نیست، بلکه آغاز فصل جدیدی از مقاومت، اقتدار و پیشرفت ملی ایران مقتدر است که ما وارثان این خون، موظف به تحقق آن هستیم.
خبرگزاری باتو نیوز اخبار ایران و جهان | Bato News Agency 